آنچه باید نوشت

خرید بک لینک

نمی دونی بعد مدت ها وقتی تو اون قاب کوچیک با لباس یقه اسکی قشنگت دیدمت جقدر تو دلم قند آب شد...کاش دنیا یه جور دیگه بود...کاش من یه جور دیگه بودم..کاش می گفتم که دوست دارم حالا میخوای برو میخوای بمون...منو تو برزخ نگه ندار..این برزخ شاید برای تو دلچسبه ولی برای من عذابه

آنچه باید نوشت...

ما را در سایت آنچه باید نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 14:23

خدای من...خودت شاهد بودی خیلی با عشق روی این موضوع کار کردم، با همه محدودیت ها سعی کردم مقالات خوبی بنویسم...سعی کردم مقالاتمو دانشمندای رشته ببینن و نظرشونو بدونم...دلم میخواست منم الان کنارشون توی اون همایش بوددم...منم میتونستم کارمو ارائه بدم...بقیه هم برا منم توئیت بزنن کار منم ببینن...اما به خاطر وضعیت دلار و...هزار جور دردسر دیگه نتونستم توی هیچ کدوم از همایشایی که مقالم سخنرانی و پوستر شد شرکت کنم...فقط باید توئیت های آدمای مختلف از کشورای مختلفو ببینم که دارن شرکت می کنن و از مباحث لذت می برن و برا هم نوشابه باز می کننخدایا نزار اینطوری بمونه...کمکم کن آزاد بشم ازین شرایط آنچه باید نوشت...

ما را در سایت آنچه باید نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 15:33

پروردگارم...دل من با اعتماد به تو آرام شد...می دانم که گناهکارم و رو سیاه...ولی تو خدایی و بزرگوار...همه چیز به دست توست خدای من...توکل من به توست که روزی دهنده ای ...من را به حال خودم رها نکن..نا آرامی هایم را ببخش..بی قراری هایم را ببخش...ناشکری هایم را ببخش..من را در آغوش رحمت بی پایانت قرارده...کمک کن این روزهای بی قراری تمام شوند.. تو تا اینجای مسیر من را قدم به قدم پیش آوردی...برای ادامه مسیر بیشتر و بیشتر به تو محتاجم...رهایم نکن آنچه باید نوشت...

ما را در سایت آنچه باید نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 15:33

صفحه بندی